
آه بر جان میکشم و باز گریه ای دوباره میکنم گاهی سکوت میکنم و سکوتت را نظاره میکنمبه یاد سالهای عاشقی و جوانی که برما گذشت همانند قدیم نگاهی به نقش آسمان وستاره میکنم چشم به آیینه میدوزم و و چشم در چشم خویش تو در چشمم میرقصی و به عشق تو اشاره میکنمسالها نشسته ام و از تو نه پیغامی و نه نامه ایهر روز کاغذهای سفید را جای نامه ات پاره میکنم در اوج نومیدی به کوچه مینگرم باز و با خود به رسم امیدواری برای آمدنت استخاره میکنم میدانم تو مرا در هیاهوی روزگارت گم کرده ای اما باز با یاد مهر و لبخندت دل خود ...
ادامه مطلب
به ندای قلبت گوش کنxa0و خود را تا بیکران فرا مرزهای وجود برسانxa0با خود بمانxa0xa0و با آغوشی باز آخرین شعر عاشقی را بخوانxa0اینبار قصه اینگونه است که خواستیxa0اینبار ثانیه ها لذت بخش تر از دیروزxa0و چشمهایت روشن تر از هر روزxa0اینبار تو خوب میدانیxa0xa0که گریختن از خویشxa0غم را نمیشوید از ان صورت غمگینxa0اشک را از چشمهای روشن...
ادامه مطلب