
نیستی اما ...انهایی که خویش را یافته اندنیستی اما ...تو نیستی ...اما هستی ...تو دوری ...اما نزدیکی ..خیالی ..اما واقعی...تو هرکه هستی ...هرچه هستی ....در نهان خانه قلبم بی صدا بنشستی ..روز از تو خیال بینم و ..شب از تو خواب...گاه چون رودی زلالی و گاه چون سراب تو مرا زنده کردی در این کویر ..همچون گل مرداب ..در تاریکی غربت گم شده بودم ...تو برایم شدی اما ...روشنایی آفتاب ..و دلم میخواهد...بی پرده و پاک فریاد برآرم...معشوقه و خیال و سراب و آفتاب من ای یار دور از من ....و در خواب من ..دوستت دارم .....
ادامه مطلب