خرید بک لینک

امشب
حال دگری دارم
انگار مسخ شده یک حادثه ام
من به تو می نگرم
تو به طولانی شدن امشب
امشبی که فضا سنگین است
هر دو در تسخیر این هوای سردیم
من و تو ...
من و تو پیکره یک روحیم
من و تو التهاب یک دردیم
من که در بند تو ام
تو که آزاده دنیایی
با همه این وصف
من آزاده شده ام
مثل یک ایهام
مثل یک ابهام
امشب...
حال دگری داری
خوب میدانم که چقدر دلگیر است
لحظه هایی که هوا از عشق سیر است
همچو امشب که فضا سنگین
لحظه هایت چه نفس گیر است
امشب
من و تو حال غریبی دارم
امشب
حال دگری داریم
امشب من و تو چشم در چشم
آسمان را به تفحص مینگریم
ابری ..بارانی....
که شاید ببارد باران
امشب دوست دارم
در کنارت
بیرون بریزیم
هرچه حرف در کهنه کتاب سینه پنهان است
امشب دوست دارم
در کنارت
باران را بنشینم به تماشا
به تو گویم
دوستت دارم
نکنم حاشا...نکنم حاشا

برچسب: نویسنده: سینا حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:12

صفحه بندی