از غم عشق دل پر از خون شد و یار نیامد که نیامد
بیچاره مهجور چو مجنون شد و یار نیامد که نیامد
با هرکه بگفتم غم عشق گوش ببست و روی بگرداند
از همدلی مردم دل دگرگون شد و یار نیامد که نیامد
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۰ساعت 0:5 توسط مهجور| |
در این دنیا و دور از این دنیا...ما را در سایت در این دنیا و دور از این دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157