من از خانه دلت
سوسوی نوری میبینم ...
شاید از تابش خورشید ...
یا تلالو امید ....
من تو را میبینم از دور دست ها
تو کتابی باز کن از حرف های نگفته
تو سرودی خوان از هستی خویش بر من.....
ما را در سایت در این دنیا و دور از این دنیا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48